شاید بارها برایتان پیش آمده باشد که محو تماشای یک زیپو با طرح گرافیکی عجیب یا رنگی خاص شدهاید و با خودتان گفتهاید: «همین را میخواهم!» اما زیپو دنیایی فراتر از نقش و نگارهای روی بدنه است. وقتی صحبت از خرید یک زیپو اصیل میشود، خیلیها فراموش میکنند که «استخوانبندی» یا همان بدنه (Case) فندک، نیمی از ماجراست. آن صدای کلیک معروف، حسی که موقع دست گرفتن فندک دارید و حتی اینکه چقدر توی جیب شلوارتان جا خوش کند، همگی به نوع بدنهای که انتخاب میکنید بستگی دارد.
خیلی از خریداران، بهخصوص در ایران، تصور میکنند همه زیپوها یک شکل و یک وزن دارند و فقط عکس رویشان فرق میکند. اما واقعیت این است که زیپو برای سلیقهها، دستها و حتی جیبهای مختلف، مهندسیهای متفاوتی انجام داده است. از مدلهای سنگینوزن که حس قدرت میدهند تا مدلهای ظریف که اصلا حس نمیکنید همراهتان هستند.
در اینجا قرار نیست صرفاً لیست کنیم که زیپو چه مدلهایی دارد؛ میخواهیم دقیق شویم که هر کدام از این بدنهها (Classic، Armor، Replica و…) چه شخصیتی دارند و کدامیک واقعاً به کار شما میآید. بیایید نگاهی به آناتومی این فندکهای آمریکایی بیندازیم.

بدنه کلاسیک (Classic Case)
وقتی چشمانتان را میبندید و یک فندک زیپو را تصور میکنید، چیزی که میبینید، همین بدنه کلاسیک است. این مدل، نون و پنیرِ محصولات زیپو است؛ ساده، استاندارد و امتحان پسداده. زیپوهای کلاسیک ستون فقرات این کمپانی هستند و اگر دنبال ماجراجویی عجیب و غریبی نیستید و فقط یک زیپوی «واقعی» میخواهید، مسیر را درست آمدهاید.
تعریف و تاریخ مختصر
فکر نکنید بدنه کلاسیک از روز اول همین شکلی بوده. زیپو در سالهای اول (اوایل دهه ۳۰ میلادی) کمی زمختتر بود. اما چیزی که ما امروز به اسم «کلاسیک» میشناسیم، حاصل تغییرات دهه ۴۰ و ۵۰ است. مهندسان زیپو متوجه شدند که باید لولا را ببرند داخل بدنه تا هم ظاهرش تمیزتر شود و هم لباس مردم را نخکش نکند. این فرمی که میبینید، دهها سال است که تقریباً دستنخورده باقی مانده و نماد طراحی صنعتی آمریکایی شده است.
ویژگیهای ظاهری و فیزیکی
زیباییِ مدل کلاسیک در «تعادل» آن است. نه آنقدر سنگین است که دست را خسته کند، نه آنقدر سبک که حس اسباببازی بدهد.
- خوشدستی: گوشههای فندک کلاسیک گرد و نرم هستند. این یعنی وقتی آن را در مشت میگیرید، هیچ لبهی تیزی دستتان را اذیت نمیکند.
- درب قوسدار: اگر دقت کنید، بالای درب فندک کلاسیک یک انحنای بسیار ریز و ظریف دارد. این برخلاف مدلهای قدیمیتر است که مثل قوطی کبریت صاف بودند.
- آن صدای آشنا: صدای کلیک در مدلهای کلاسیک، همان صدای استانداردی است که در فیلمها میشنوید. البته بسته به جنس روکش (رنگ شده یا فلز خالص) این صدا کمی زیر و بم میشود، اما اصل ماجرا همینجاست.
مناسب برای چه کسانی است؟
این بدنه برای ۹۰ درصد آدمها ساخته شده است. اگر میخواهید فندکی داشته باشید که هر روز توی جیب شلوار جین بیندازید، پرت شود، خط بیفتد و همچنان کار کند، مدل کلاسیک بهترین رفیق شماست. همچنین برای هدیه دادن، این امنترین گزینه است؛ چون کمریسکترین طراحی را دارد و تقریباً همه با ابعادش راحت هستند.

بدنه رپلیکا (Replica Case)
حالا میرسیم به بخش جذاب ماجرا برای نوستالژیبازها. سری رپلیکا (Replica) ماشین زمانِ زیپو است. کمپانی زیپو برای اینکه دلِ کلکسیونرها و عاشقان تاریخ را به دست بیاورد، خط تولیدی راه انداخت که دقیقاً (و وقتی میگوییم دقیقاً، یعنی با وسواس زیاد) فندکهای دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی را بازتولید کند.
چی هست و چه تفاوتی با کلاسیک دارد
شاید در نگاه اول بگویید «خب این هم که شبیه همان است»، اما اگر ذرهبین دست بگیرید، تفاوتها فریاد میزنند:
- رپلیکا ۱۹۳۵: این متفاوتترین زیپویی است که میتوانید بخرید. کوتاهتر از بقیه است و قیافهاش کاملاً مستطیلی و جعبهمانند (Boxy) است. اما ویژگی اصلیاش چیست؟ لولا بیرون است! بله، در این مدل لولا روی بدنه سوار شده (برخلاف مدلهای مدرن که مخفی هستند). این ظاهر خشن و صنعتی، حس ابزارهای قدیمی را زنده میکند.
- رپلیکا ۱۹۴۱: این مدل محبوبِ سربازان جنگ جهانی دوم بود. گوشههایش گردتر از مدلهای امروزی است و درب آن قابلیت باز شدن تا ۱۸۰ درجه را دارد (تقریباً). وقتی این فندک را دست میگیرید، حس نرمی خاصی دارد که در مدلهای کلاسیک پیدا نمیکنید.
ارزش کلکسیونی و طرفداران
خرید رپلیکا یعنی شما یک «فندکباز» حرفهای هستید. کسی که رپلیکا ۱۹۳۵ میخرد، دنبال راحتی نیست (چون لولای بیرونی ممکن است گاهی به جیب گیر کند)، بلکه دنبال اصالت است. این مدلها جان میدهند برای کلکسیون کردن. تفاوت تعداد مفصلهای لولا (۳ تایی یا ۴ تایی بودن در برابر ۵ تاییهای امروزی) چیزی است که فقط یک خبره میفهمد و از آن لذت میبرد.
مناسب برای چه سبکهایی است
اگر استایل وینتیج دارید، کتهای چرم قدیمی میپوشید یا دیوانهی تاریخ جنگ جهانی هستید، رپلیکا برای شماست. این فندکها وقتی روی میز کافه گذاشته میشوند، خودبهخود سر صحبت را باز میکنند.

بدنه وینتیج (Vintage Case)
اینجا یک اشتباه رایج پیش میآید. خیلیها مدل «وینتیج» (Vintage Look) را با «رپلیکا» یکی میدانند. اما سری Vintage (که معمولاً اشاره به طرح سال ۱۹۳۷ دارد) داستانش فرق میکند. اینها فندکهایی هستند با ساختار مدرن، اما با ظاهری که ادای دینی به گذشته است.
طراحی ظاهری خاص
تفاوت کلیدی اینجاست: تخت بودن. اگر به بالای درب و پایینِ (کف) یک فندک کلاسیک نگاه کنید، کمی انحنا میبینید. اما بدنه وینتیج کاملاً تخت (Flat) است. این باعث میشود فندک بتواند روی سرش هم بایستد! یک ویژگی دیگر که در مدلهای وینتیج رایج است، وجود دو خط حکاکی شده مورب (Slashes) در گوشههای بالا و پایین فندک است. این امضای طراحی دهه ۳۰ بود که هنوز هم شیک و باکلاس به نظر میرسد.
احساس و نمای تاریخی
بدنه وینتیج کمی رسمیتر و جدیتر از مدل کلاسیک است. انگار کتوشلوار پوشیده. وقتی آن را در دست میگیرید، لبههایش کمی تیزتر به نظر میرسد و بازتاب نور روی سطح تخت بالای درب، جلوهی متفاوتی دارد. این مدل خوراکِ کسانی است که ظاهر قدیمی را دوست دارند اما نمیخواهند درگیر مسائل فنی مدلهای رپلیکا (مثل لولای بیرونی) شوند.

بدنه اسلیم (Slim Case)
سال ۱۹۵۶ بود که زیپو تصمیم گرفت کمی رژیم بگیرد! هدف این بود که فندکی بسازند که جای کمتری بگیرد و شاید کمی ظریفتر باشد. نتیجه شد تولد سری «اسلیم» یا باریک.
چرا اسلیم؟ باریک و سبک
اسم رویش است؛ لاغر و کشیده. بدنه اسلیم دقیقاً همان کارایی زیپوی بزرگ را دارد، اما در ابعادی جمعوجورتر.
- وزن: به طرز محسوسی سبکتر است. گاهی اوقات فراموش میکنید که توی جیبتان است.
- فضا: اگر شلوارهای تنگ میپوشید یا جیب پیراهنتان کوچک است، مدلهای کلاسیک ممکن است قلمبه به نظر برسند، اما اسلیم کاملاً محو میشود.
- صدا: یک نکته جالب! به خاطر کوچکتر شدن محفظه، صدای باز کردن درب اسلیم زیرتر است. به جای آن «کلیک» بم و سنگین، یک صدای «پینگ» خوشآهنگ و تیز میشنوید.
مناسب برای چه کسانی است؟
خیلیها فکر میکنند اسلیم فقط مدل زنانه است. این یک باور غلط است! بله، خانمها به خاطر ظرافتش خیلی طرفدارش هستند، اما بسیاری از آقایان که طرفدار سبک مینیمال هستند یا نمیخواهند جیب کتوشلوارشان باد کند، مشتری پروپاقرص اسلیماند. اگر دستان کوچکتری دارید یا کلا از اشیاء بزرگ خوشتان نمیآید، اسلیم را امتحان کنید.

بدنه آرمورکیس (Armor Case)
و اما میرسیم به غول مرحله آخر! اگر مدل کلاسیک یک سرباز معمولی باشد، بدنه آرمور (Armor) تانک میدان است. این مدلها در سالهای اخیر به شدت محبوب شدهاند و دلیل خوبی هم دارد.
ضخامت بدنه و تفاوت آن با بدنههای دیگر
آرمور یعنی «زره». زیپو در این مدلها ضخامت ورقهی برنجی بدنه را ۱.۵ برابر کرده است. شاید روی کاغذ عدد بزرگی نباشد، اما وقتی آن را دست میگیرید، کاملاً متوجه وزنش میشوید. سنگین، تو پُر و محکم. برای اینکه بفهمید فندکتان آرمور است یا نه، کافی است زیرش را نگاه کنید؛ کنار لوگوی زیپو، یک علامت سپر که حرف A داخلش است، حک شده.
ویژگیها و مزایا
چرا باید بدنه ضخیمتر بخریم؟ فقط برای وزن؟ خیر. مهمترین ویژگی آرمور این است که دست هنرمندان را باز گذاشته. روی بدنههای معمولی نمیشود حکاکی عمیق انجام داد چون بدنه سوراخ میشود. اما روی آرمور، زیپو از تکنیک Deep Carve استفاده میکند. طرحهای سهبعدی، عمیق و پر از جزئیات که انگار روی سنگ تراشیده شدهاند، فقط روی بدنه آرمور ممکن است. طرحهایی که دور تا دور فندک میچرخند (۳۶۰ درجه) معمولاً روی این بدنهها اجرا میشوند و شاهکارهای هنری زیپو هستند.
طرفداران بدنه آرمور
اگر از آن دسته آدمهایی هستید که وقتی چیزی میخرید باید «وزن» داشته باشد تا حس کیفیت بدهد، آرمور مال شماست. کلکسیونرهای مدرن عاشق آرمور هستند چون طرحهایش خیرهکننده است. ضمن اینکه اگر فندک زیاد از دستتان میافتد، بدنه آرمور مقاومت خیلی بیشتری در برابر قُر شدن دارد.
مقایسه بدنهها انتخاب مناسب بر اساس کاربرد
بیایید یک جمعبندی سریع بکنیم تا گیج نشوید. کدام بدنه برای چه کاری خوب است؟
بدنه کلاسیک در برابر آرمور
این رقابت بین راحتی و ابهت است.
- کلاسیک: سبکتر است، توی جیب کمتر حس میشود و تنوع طرح چاپی بینهایتی دارد.
- آرمور: سنگین و لوکس است. اگر طرحهای حکاکی عمیق دوست دارید، چارهای جز انتخاب آرمور ندارید. صدای بسته شدن آرمور هم به خاطر بدنه ضخیم، کوبندهتر است.
اسلیم در برابر کلاسیک
- اسلیم: برای حمل و نقل عالی است، اما یک بدی ریز دارد: مخزن سوختش کوچکتر است و زودتر باید بنزینش کنید.
- کلاسیک: استاندارد است، بنزین بیشتری نگه میدارد و قطعات یدکی (مثل مغزی) آن راحتتر گیر میآید.
رپلیکا و وینتیج برای کلکسیون
اگر میخواهید فندکتان داستان داشته باشد، سراغ اینها بروید. کلاسیک و آرمور را همیشه میشود خرید، اما لذت داشتن یک رپلیکا ۱۹۴۱ با آن گوشههای گرد و نرم، حس مالکیت یک قطعه عتیقه را میدهد (حتی اگر دیروز تولید شده باشد).
تغییرات و فینیشهای بدنه نقش در ظاهر و حس نهایی
فقط فرم بدنه مهم نیست، لباسی که تنش میکنند هم مهم است. روکش یا فینیش (Finish) فندک میتواند کلاً حس لامسه را عوض کند.
Brite Cut و Deep Carve
اینها تکنیکهای تراش هستند. همانطور که گفتیم، زیپوهای آرمور خوراکِ طرحهای Deep Carve هستند. لمس کردن پستی و بلندیهای این طرحها حس فوقالعادهای دارد و باعث میشود فندک توی دست عرقکرده لیز نخورد.
فینیشهای استاندارد براق، برسخورده، آنتیک
- برسخورده (Brushed): این کاربردیترین روکش است. خط و خشهای ریز را پنهان میکند و اثر انگشت رویش نمیماند. اگر روی وسایلتان حساسید، مدل مات یا برسخورده بخرید.
- براق (High Polish): مثل آینه است. بسیار جذاب و چشمگیر، اما آماده باشید که دائم با گوشه لباستان در حال تمیز کردن اثر انگشت باشید.
- آنتیک: روکشهایی مثل برنج کهنه یا نقره کهنه که انگار صد سال کار کردهاند. این روکشها روی بدنههای رپلیکا معجزه میکنند.
انتخاب بدنه مناسب برای خودت
هنوز دو دل هستید؟ بیایید سادهاش کنیم. انتخاب بدنه مثل انتخاب کفش است؛ باید ببینید کجا میخواهید بپوشیدش.
انتخاب بر اساس سبک زندگی
- اگر کار فنی میکنید، زیاد توی طبیعت هستید یا کلاً آدم ماجراجویی هستید که وسایلتان زیاد ضربه میبیند: حتماً بدنه کلاسیک مات یا آرمور بردارید.
- اگر کارمندید، جلسات رسمی میروید و میخواهید فندکتان با خودکار و ساعتتان ست شود: بدنه وینتیج براق یا اسلیم گزینههای جنتلمنپسندی هستند.
انتخاب بر اساس ارزش کلکسیونی
میخواهید فندکی بخرید که ده سال دیگر قیمتش چند برابر شده باشد؟ دنبال مدلهای تولید محدود (Limited Edition) باشید که معمولاً روی بدنههای آرمور زده میشوند. یا سریهای خاص رپلیکا که همیشه خواهان دارند.
انتخاب بر اساس ظاهر و سلیقه
در نهایت، همه چیز به حس شما بستگی دارد. پیشنهاد میکنم اگر امکانش را دارید، یک بار مدل آرمور و کلاسیک را همزمان دست بگیرید. تفاوت وزنشان خودبهخود به شما میگوید کدامیک را به خانه ببرید.
جمعبندی و نتیجهگیری
خلاصه کلام این که ماجرای «انواع بدنه فندک زیپو» فقط بحث فنی نیست؛ بحث سلیقه و سبک زندگی است. بدنه فندک تعیین میکند که زیپوی شما چقدر خوشدست باشد، چقدر عمر کند و چه صدایی بدهد. اگر اولین بارتان است زیپو میخرید، با بدنه کلاسیک شروع کنید که پشیمانی ندارد. اما اگر دنبال حس قدرت و خاص بودن هستید، شک نکنید که آرمور با آن حکاکیهای عمیقش، تجربهای است که هیچ فندک دیگری به شما نمیدهد. بدنههای رپلیکا و اسلیم هم مشتریهای خاص خودشان را دارند که دنبال چیزی فراتر از استاندارد بازارند.
فندک شما، امضای شماست؛ پس مدلی را انتخاب کنید که وقتی در دست میگیرید، حس کنید برای دستهای شما ساخته شده است.


فندک
عینک
لوازم جانبی